
برا شمام پیش اومده شب یه کم از غذا مونده باشه و شما اصرار و اصرار به نَنتون که بریز بره؟! اونم مقاومت کنه و بزارش یخچال؟! به همین برکت قسم فردا ظهرش یه اتفاقی میافته ک مجبور میشی مث خرس بیفتی به جون غذاهه حتمن حتمن هم یکی ای وسط پیدا میشه که بت بگه تو که دیشب میگفتی بریزش بره :| ...
ادامه مطلب
نمیدونم ! اما فک کنم همه ما وبلاگیا یه وب تو قسمت وبلاگ دوستان داریم که با این که خیلی چرت و پرت مینویسه و دری وری اما بازم کِرم داریم و میریم میخونیمش :) مدیونید بگید وب من از او دسته وباست ...
ادامه مطلب
من درگیر یه حس مبهمم تنفر و دوست داشتن! یه لحظه حس تنفرم بیشتر لحظه ها حس دوس داشتن! تو یه خوب بدی شایدم یه بد خوب! تو لیموشیرینی !اولش خوبی و بعد تلخ میشی! تو لیمو شیرین تلخِ منی!...
ادامه مطلب
در این که خودم ادم خیلی راستگویی نیستم شکی نیست! ولی افتخارم اینه ک دخترونه مرد بودم و تا حالا در برابر احساس کسی دروغ نگفتم! این که میدونستم دروغ میگی و در جواب همه دروغات لبخند زدم بخدا از از خوب دروغ گفتن تو نبود فقط خواستم به روت نیارم گذاشتم فک کنی خرم! من به خریت خودم خندیدم... ...
ادامه مطلب
خود اینکه به بقیه بفهمونی حوصله نداری ام حوصله میخواد:| ...
ادامه مطلب
نوشته بود من ارادم ضعیف نیست کمبودام قوی ان ... فکر کردم و فکر کردم تا منظورشو فهمیدم! اما الان و تو موقعیت خودم دارم درکش میکنم! کی میشه!خدایا بزرگی کن در حقم و کمک کن زودتر جور شه!خب؟! :) ...
ادامه مطلب
بهار بهار بهار بهار بهار فلانه بهار بمانه بهتر خوبه بهار رفت بهار اومد بهار.... و بازم بهار! +فلانی؟! هوم؟ +بهار برا تو بهاره! برا من پاییز و زمستونم نی! :| ...
ادامه مطلب
تورا دل برگزیده و کار دل شک برنمیدارد جانم!!! ...
ادامه مطلب
میگه ان موقع ها مث الان نبود که دوست داشتن ورد زبون جوونا باشه اون موقع دوست داشتن و دون میکردن تو کاسه انار گلپر میپاشیدن سرش اقاجونت که میخورد و میخندید دیگه پاییز نبود!! بهار بود! ...
ادامه مطلب
هرچی بیشتر واسه فهمیدن حقیقت تلاش کنی بیشتر دروغ میشنوی! ...
ادامه مطلب
همه دوران دانشجویی به یه طرف خندیدن به ترم یکیا یه طرف:)...
ادامه مطلب
خدا کنه هیچکیو تو عروسی جو نگیره بپاشه بره برقصه حالا اگه پاشد رفت و یه قری ام داد امیدوارم کسی اون لجظه هارو ثبت نکنه:( ثبت نکنید:(شعور داشته باشید خو:( ...
ادامه مطلب
یه بار ی تصمیمی میگیری صدبار به گوه خوردن میافتی.....
ادامه مطلب
یه بار یکی بهم گفت بعد تولد ۱۸ سالگی سال و روزا خیلی سریع تر میرن... الان یهو به خودم اومدم دیدم ای وای تو استانه ۲۰ سالگیم و چقد زود گذشت ... داشتم فک میکردم پارسال این روز چقد خوشحال بودم!دانشگا قبول شده بودم خرکیف و امروز روز ثبت نامم بود!و بعد گفتم چ حیف ک تموم شدنش نزدیکه الان و این روزا فقط خیلی دلتنگم! میدونم یادم میره نه ک یادم بره ها نه!کنار میام با دلتنگیم باید کنار بیام:) خدایا حالمو خوب کن:) ...
ادامه مطلب
فردا شروع کلاسائه مث بچه دبستانی آ ذوق و شوق دارم برا مدرسه رفتن! تابستونه گذشت حوصلم پوکید تو خونه،برم بیرون ۴ تا ادم ببینم ...
ادامه مطلب
ریدین با این بازی کردنتون یعنیاآ :|...
ادامه مطلب